ورود کاربرانعضویت کاربران

تعریف نما

در ساختمان سازی، جهت بیرونی ( خارجی) یک ساختمان " نما" گفته می شود.در نما مسایل بسیار مهمی از نظر فضای معماری تحقق می یابند: رابطه فیزیکی، بصری، درون و رابطه ی جنبه ی ایستا و متحرک ساختمان، یعنی فرم و کاربری، حجم اگر سه بعدی باشد، دارای فرمی خارجی است که توسط سطوح بیان می شود و نما در توصیف کلی از همین سطوح تشکیل شده است. بحث نما، به مفهوم خاص آن، از جایی شروع می شود که سطوح یا سطح مهم و اصلی به دلیل قرار گرفتن در معرض دید، بیشترین اطلاعات را در مورد حجم ساختمان انتقال می دهد و با آگاهی از خاصیت سطحی بودن و با فکر ارزش گذاری بر این خاصیت ایجاد می شود.

ویژگی های نما با توجه به دیدگاه های متفاوت

1-تشکیل شدن از اجزا معنی دار

2-جزئی از نمای شهری بودن

 

 

اصول زیبا شناسی در نما

مفهوم زیباشناسی

ادراک زیبایی، بخش اساسی از آن چیزی است که " انسان بودن" معنی می دهد. اگر چه تعریف و تبیین زیبایی، طیف وسیعی ازمفاهیم متنوع را در افراد دربرمیگیرد، اهمیت وجود زیبایی در زندگی امری غیرقابل تردید است. هنگامی که می گوییم "این زیباست" درباره ی چه چیزی صحبت می کنیم؟  یک پاسخ ساده و اولیه به این پرسش این است: آنچه که ترجیح و حس مطلوبیت و رضایت ما را نشان بدهد. به طور مثال، هنگامی که کسی می گوید این لباس زیباست در حقیقت می خواهد بگوید من این لباس را دوست دارم. زیبایی، کیفیتی است که ســـالیان متمادی در باور عمـــوم به عنوان یک اصـــل نسبی و متناسب با موقیت فــــرد و محیط اطراف تلقی شده است.

کانت بر این اعتقاد بود که این تنها سلیقه است که زیبا را از نازیبا مشخص می کند. زیبا به طورکلی آن چیزی است که محسوسات ما را در جمع به صورتی هماهنگ دربیاورد. از یک سو گوستاو فخنر مطالغه ی روانشناختی زیبایی شناسی را در سال 1876 آغاز نمود و از سوی دیگر، افراد یچون راسکین معتقدند که ارزش های زیباشناسی نمی توان موضوع مطالعه ی علمی باشد.

بنابر یافته های اخیر محققان در دانشگاه کالج لندن، ممکن است زیبایی یک شیء یا تجربه ای تحت تاثیر شرایط محیطی، فرهنگ، آموزش ها و تجربه های کسب شده توسط فرد باشد، اما نحوه درک و تحسین زیبایی توسط مغز در انسان ها مشابه است. بنابراین می توان به استناد این یافته ها نتیجه گرفت که هر چند ممکن است نتوان ساختمانی طراحی کرد که از دید عموم

 ( همه مردم) زیبا به نظر آید، زیبایی و زشتی ساختمان، تاثیرات مشابهی در مغز هر بیننده فارغ از تجربیات فردی، ایجاد می کند. دیدن چیزی که از نظر فرد زیباست، در مغز او فعالیت های عصبی ای ایجاد می کند که مشابه به فعالیت هایی نظیر گرفتن جایزه یا تحریک احساسات ایجاد می شود و در هنگام دیدن جسم زشت تاثیراتی ایجاد می شود که در مغز هنگام فرار از موضوع ایجاد می شود.

از نظر نظریه اطلاعات اثر هنری یا نما زمانی زیباست که پرت اطلاعاتی کافی داشته باشد، به عبارتی باید مقدار پرت اطلاعاتی آنقدر باشد که میزان بداعت آن، یعنی محتوای زیبایی شناختی آن از حداکثر دریافت ذهنی اندکی بیشتر باشد. از این طریق، گیرنده مجبور به تشکیل طرح واره است و به این ترتیب ذهن اجبارا خود را معطوف به ادراک بالاتری می کند. میزان بداعت، باید در سطح ادراکی کمی بیش تر از ظرفیت حداکثر دریافت مغز باشد. ارضای حس زیبایی شناختی (لااقل تا حدی) زمانی به دست می آید که ذهن در مجموعه ای از تحرکات ظاهرا غیر منظم و مغشوش، موفق به کشف یک نظم نسبی گردد.

همچنین درک مغز از محیط اطراف، جهات، مکان و ابعاد فضا تاثیرات متفاوتی در مغز ایجاد می کند و این موضوع سبب تغییرات در میزان دلپذیری فضا می شود. این تحقیقات، صحت ضرب المثل قدیمی معروف را که می گوید: "زیبایی در چشمان بیننده است" تایید می نماید.

انسان، زمانی می تواند جسم یا محیطی را زیبا درک کند که قادر به درک آن باشد، پیچیدگی های آن را توسط مغز دریافت و تحلیل کند. بع عبارتی دیگر بتواند حواس انسان را به کار گیرد. به همین دلیل اجسام کاربردی تر برای انسان زیباتر به نظر می رسد و همانگونه که اتو واگنر می گوید: "پامری غیر عملی نمی تواند زیبا باشد"

چهار اصل کلی احساس لذت زیبایی که در حواس انسان عمل می کند، می تواند بر اساس این عوامل توضیح داده شود:

- کمترین تلاش (سرمایه گذاری) برای بدست آوردن بیشترین تاثیر

- وحدت در کثرت

- پیچیده ترین آشنا ها

- همتای بهینه

 

دومسئله اساسی در این اصل را می توان ابهام و تشابه دانست. زمانی که چیزی ابهام دارد ، می توان از آن بیش از یک مفهوم برداشت کرد. برای مثال نقاشی یک اردک-خرگوش (که در یک زمان یا می توان اردک را دید یا خرگوش) و ایتگونه ابهام ها که " ابهام های فصلی" خوانده می شوند، در جریان درک زیبایی مضر شناخته شده اند.

در نوع دیگر ابهام، مفاهیم تنها از لحاظ ادراکی غیر قابل درک همزمان هستند، در حالیکه از نظر فیزیکی در آن واحد دیده می شود.

مانند ساختمان جهان غرب در پاریس که توسط معمار فرانسوی ژان نوول ساخته شده است. زمانی که از دور به این ساختمان نزدیک می شویم یک سری قوس هایی شبیه به معماری اسلامی دیده می شود، اما زمانی که به آن نزدیک می شویم در می یابیم که بسیاری از سوراخ هایی که فرم کلی قوسی شکل را در ساختمان ایجاد می کنند در واقع بازشوهایی هستند که به تناسب میزان نور مورد نیاز در ساختمان باز یا بسته می شوند. بنابراین ترکیب درک موضوع در سطح کوچک تر و بزرگ تر سبب ایجاد حس زیبایی در بیننده می شود و از این رو انسان برای امکان بخشیدن به درک آن باید توانایی نظم بخشیدن به آن یا ایجاد وحدت در کثرت را داشته باشد. وحدت در کثرت یک اصل قدیمی است که توسط یونانیان به کار گرفته شده است، اما تنها اخیرا ما قادر به درک نحوه ی عملکرد آن شده ایم. 

 

 

 

 

 

 

 

1مجموع 4 مقاله
1مجموع 4 مقاله
عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :